|
این وبلاگ به مقوله ی موسیقی ایرانی به طور پایه ای می پردازد. قابل ذکر است که اکثر مقاله ها و خبرهای ذکر شده در شماره های این نشریه برگرفته از سایت ها و وبلاگ های معتبر خبری و موسیقیایی است.
پست الکترونیک آرشيو ماهيانه |
آرام جان
گزارش اختصاصی آرام جان از کنسرت گروه شهناز و شجریان
حتما تا به حال گزارش سایت ها و وبلاگ های مختلف را در مورد جزئیات کنسرت اخیر استاد شجریان در تهران دیده اید. اگر هم تا بحال این گزارش ها را ندیده اید بهتر است به تارنماهایی مانند دل آواز، همایون شجریان و ... مراجعه کنید. چرا که قصد ندارم نوشته های ایشان را تکرار کنم. در این پست به نکاتی از دیدگاه خودم و همچنین نقد برخی از حواشی کنسرت خواهم پرداخت. View Raw Image" href="http://i25.tinypic.com/5jtedz.jpg" class="thickbox"> نکات تکنیکی کنسرت بنده موفق به حضور در شب چهارم این کنسرت مصادف با یکشنبه دوم تیرماه ۸۷ شدم. هر چند که برای حضور در این کنسرت بزرگ مجبور به طی فاصله ی ۱۲ ساعته ی شیراز تا تهران با اتوبوس شدم اما اگر تمام این ۱۲ ساعت را به زمانی فکر کنید که قرار است در مقابل شجریان بنشینید و آواز بی نظیر او در شور و همایون شما را به پرواز در آورد، سختی این سفر تبدیل به لذت بخش ترین دشواری ها در زندگی شما خواهد شد. در مورد کیفیت موسیقی اجرا شده توسط گروه باید بی اغراق بگویم که از نظر بنده کارها بسیار عالی بودند و تنظیم استاد مجید درخشانی مثل همیشه بی نظیر و جالب توجه بود و به شخصه مرا برای ساعاتی به دنیایی متفاوت رهنمون شد. البته در مورد جزئیات کارها و قطعات اجرا شده صحبت نمی کنم زیرا خود را در جایگاهی نمی بینم که بر کار بزرگانی چون درخشانی و شجریان انتقاد کنم و بهتر است من و امثال من در وبلاگ های دیگر این کار را بر عهده ی کسانی بگذاریم که در حد و اندازه های این بزرگان باشند. View Raw Image" href="http://i26.tinypic.com/2hweopi.jpg" class="thickbox"> تنها به این نکته اشاره می کنم که درخشانی در این گروه موفق به جمع آوری استعدادهای جوانی شده بود که توانستند شبی به یاد ماندنی را در کنار خسروی آواز ایران برای تماشاگران رقم بزنند. در این گروه گذشته از درخشانی و شجریان آن کس که بیش از همه خودنمایی می کرد آقای رامین صفایی نوازنده ی چیره دست سنتور بود که با اجرای بی بدیل خود رنگ و بویی متفاوت را به کارها داد. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که با توجه به جوان بودن گروه گاها مواردی از رعایت نشدن ظرافت ها نیز از سوی بعضی اعضای گروه مشاهده می شد (مانند شنیده شدن صدای نفس گرفتن نوازنده ی نی و یا ناهماهنگی نوازنده ی دوم کمانچه در برگ زدن نت در میانه ی اجرا) که در مقایسه با اجراهای استاد شجریان در کنار اساتیدی چون علیزاده، کلهر، پیرنیاکان، موسوی، عندلیبی و ... سطح کار را اندکی پایین می آورد. نکته ی شایان توجه دیگر حضور مژگان شجریان فرزند استاد شجریان در کنار ایشان در نقش نوازنده ی سه تار بود که به نوبه ی خود حرکتی جدید به شمار می آمد. چرا که حضور یک نوازنده ی زن در گروهی در این سطح و کنسرتی با چنین درجه از اقبال عمومی حرکتی است که در سال های گذشته در ایران کمتر دیده شده و چه بسا که اصلا دیده نشده است و بنابراین چنین حرکتی می تواند یکی دیگر از نوآوری های شجریان در عرصه ی موسیقی ایرانی به حساب بیاید. View Raw Image" href="http://i27.tinypic.com/73pe0p.jpg" class="thickbox"> در اینجاباید اشاره کنم که آن چه که فراوان موجب تاسف و حزن بنده است این است که در حالی که مژگان شجریان دارای صدایی بی نظیر نیز هست و علاوه بر آن در محضر بزرگی چون شجریان تکنیک های آواز را تعلیم دیده است، در این حال چنین استعداد بی نظیری به موجب کج فهمی عده ای از مذهب باید در نقش یک نوازنده ی سه تار که فرصت زیادی هم به او برای تکنوازی داده نمی شود و یا طراح صحنه و یا طراح پوستر کنسرت بهترین سال های عمر خود را سپری کند. شاید بتوانید درک کنید که وقتی صدای زنانه ی او را در میان صداهای بم مردان گروه در حالی که در قسمت هایی از کار هم آوایی می کردند شنیده می شد، چقدر جگر انسان را می سوزاند در حالیکه همین مژگان شجریان یا خواهران او می توانستند با نام "بانو شجریان" در کنسرتی مستقل هنر بی نظیر و والای خود را ارائه کنند، امروز به موجب ایرانی بودنشان باید چنین استعدادی بی بدیل را با خود به گور ببرند. امیدوارم روزی برسد که بانیان از دست رفتن چنین استعداد هایی در این کشور در همین جهان پاسخگوی این ظلم و جور خود بر بشریت باشند. مفاهیم سیاسی و اجتماعی نکته ای که باید در اینجا اشاره کنم مفاهیم سیاسی و اجتماعی نهفته در اشعار و حالات موسیقیایی انتخاب شده برای این برنامه بود. همانطور که می دانید از خصوصیات بارز شجریان در کارهایش همواره این بوده است که با حوادث اجتماعی و سیاسی همراه بوده و خود را با حالات مردم ایران تطبیق داده است. وضعیت اجتماعی و سیاسی امروز جامعه ی ایران بر هیچ یک از ما پوشیده نیست، اشعار استفاده شده در کنسرت نیز اشاره به این موضوع دارند: ما ز یاران چشم یاری داشتیم/ خود غلط بود آنچه می پنداشتیم گفتگو آیین درویشی نبود / ورنه با تو ماجراها داشتیم و یا تصنیف باد صبا با ترانه ای از "ملک الشعرای بهار" و تنظیم جدید مجید درخشانی که حالتی کاملا حزن انگیز داشت و به وضوح بیانگر وضعیت کنونی جامعه ی ایران بود: این تصنیف در ابتدا با این جمله شروع می شود که: باد صبا بر گل گذر کن... از حال گل ما را خبر کن .... و در پایان با این جمله مردم را به آینده امیدوار می کند: بلبل چو من شد در چمن، دستان سرا بهر وطن... دیدی که ظالم تیشه اش را، آخر به پای خویشتن زد. در ساز و آواز شور نیز به اشعار زیر اشاره دارد که کاملا مفهوم بوده و نیاز به هیچ توضیحی ندارد: اگر چه باده فرح بخش و گل بیز است/ به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است صراحی یی و حریفی گرت به چنگ افتد/ به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است در آستین مرقع پیاله پنهان کن/ که همچو چشم صراحی زمانه خون ریز است و در تصنیف پیام نسیم که مردم را راه نجات می نماید: ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی/ از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی طریق کام بخشی چیست، ترک کام خود گفتن/ کلاه سروری آن است کز این ترک بردوزی سخن در پرده می گویم چو گل از پرده بیرون آی/ که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی و در آخرین تصنیف (مرغ خوشخوان) مردم را به آینده امیدوار می کند: یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور/ کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن/ وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت/ دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور از جهتی باید به تنظیم های حزن انگیز درخشانی در برخی بخش های آوازی و همچنین تصنیف ها اشاره کرد که همایون را بسیار شور کرده بود!! واضح است که این تنظیم ها کاملا هدفمند طراحی شده بودند و قصد بیان مفاهیمی را به مخاطب داشتند. صدابرداری کنسرت View Raw Image" href="http://i32.tinypic.com/357lz85.jpg" class="thickbox"> آنچه که بیش از همه در شب های مختلف کنسرت موجب آزار شنوندگان می شد صدابرداری بسیار ضعیف کنسرت بود. اتفاقا در آن شب من در ردیف اول بالکن و در کنار جایگاه صدابرداران مستقر بودم. حادثه ی جالبی که در آن شب پیش آمد و بنده از نزدیک شاهد آن بودم این بود که : فردی از مسئولین سالن پیش از شروع برنامه به قسمتی که ما نشسته بودیم آمد و جناب ریموند خان را صدا کرد و با صدایی آرام از او خواست که برای خواهر زاده اش که تازه از راه رسیده است (و احتمالا حتی از موسیقی ایرانی چیزی نمی دانست) مکانی برای نشستن پیدا کند و ایشان نیز با آغوش باز در یکی از صندلی های محل صدابرداران جایی برای دوست خود پیدا کردند. احتمالا می توانید درک کنید دیدن چنین صحنه ای برای من که فریاد کشیدن و گریه کردن افرادی را که نمی توانستند بلیط کنسرت را تهیه کنند و یا افرادی که بلیط ۳۵۰۰۰ تومانی کنسرت را ۱۵۰۰۰۰ تومان خریده بودند، دیده ام و یا خودم که برای تهیه ی اینترنتی بلیط چندین کلاسم را در دانشگاه از دست داده بودم ، چقدر می تواند دردناک باشد. در چنین وضعیتی سوت کشیدن بلندگوهای سالن در شب اول آن هم در هنگامی که شجریان در اوج آواز می خواند را چگونه تحمل کنیم؟ که البته این حادثه در شب چهارم نیز در پایان پیش در آمد همایون دوباره تکرار شد. شنیدم که در شب اول این حادثه آنقدر شجریان را عصبی کرده است که در همان لحظه با اشاره ی دست به صدابردار تذکر می دهد و این موضوع در کنار گیر افتادن گروه نوازنده در آسانسور به شدت روی کیفیت صدای ایشان در طی برنامه تاثیر می گذارد. در پایان باید به این موضوع اشاره کنم که مشاهده ی چنین وضعیتی در بزرگترین تالار کشور و در پایتخت ایران چیزی جز تاسف و اندوه به حال فرهنگ و هنر ایران را نمی تواند به همراه داشته باشد. اگر به یاد بیاوریم چند ماه پیش را که شجریان برای اجرای کنسرتی به کانادا و آمریکا سفر کرد این موضوع دردناک تر نیز خواهد شد، چرا که این کنسرت ها در کانادا و آمریکا کشورهایی که فرسنگ ها از وطن شجریان دور هستند و ظاهرا هیچ گونه مسئولیتی در قبال فرهنگ و هنر ایران ندارند، با کمترین هماهنگی قبلی و در نهایت کیفیت برگزار شدند، به طوریکه روزنامه های کانادایی شجریان را پاواروتی موسیقی شرق نامیدند. حال پاواروتی موسیقی شرق در پایتخت کشور خود و در بزرگترین تالار کشور خود در شب برگزاری کنسرت در آسانسور گیر می کند و زمانیکه قسمت اوج آواز خود را می خواند بلندگوهای سالن شروع به ایجاد صدایی کرکننده می کنند. از جهت دیگر باید ترکیب نامناسب صدای ساز های مختلف را نیز در نظر گرفت که به هیچ وجه حرفه ای و مناسب طراحی نشده بود. حال تصور کنید یک مراسم مداحی سطح پایین را که در آن در قالب موسیقی رپ از حسین جون و زینب جون و ... نامبرده می شود، آیا در آنجا نیز چنین اتفاقاتی می افتد؟ View Raw Image" href="http://i27.tinypic.com/wrhw6r.jpg" class="thickbox"> در تهران View Raw Image" href="http://i29.tinypic.com/30sabzk.jpg" class="thickbox"> در کانادا تنها می توان گفت: هنر خوار شد جادویی ارجمند/ نهان راستی آشکارا گزند (فردوسی) شما نیز دیدگاه ارزشمند خود را مطرح کنید
مطالب پيشين بدون عنوان شروع دوباره مصاحبه همشهری با استاد شجریان انتشار DVD کنسرت سخن عشق-غوغای عشقبازان- تابستان 86- شجریان و گروه آوا شماره 23 شماره 22 گزارش اختصاصی آرام جان از کنسرت گروه شهناز و شجریان شماره 21 صدای زن، حلال یا حرام؟ شماره 20 شماره 19 شماره 18 شماره 17 شماره 16 شماره 15 شماره 14 شماره 13 شماره 12 شماره 11 شماره ی 10 |