تبليغات|طراحی سایتX
صدای زن، حلال یا حرام؟ -آرام جان
آرام جان

صدای زن، حلال یا حرام؟

دوست عزیزی برای بنده مطلبی در این زمینه ارسال کرده بودند و مرا به راه راست هدایت فرموده بودند. پیام ایشان و پاسخ بنده را در اینجا مشاهده می کنید:

اصلاحیه:

با توجه به اینکه آن دوست عزیز ناراحت شدند از اینکه صحبت خصوصیشان را در وبلاگ گذاشتم ، پیام ایشان را حذف می کنم اما همچنان مصرانه بر پاسخ خودم ایستاده ام و اعلام می کنم که تنها دلیل بنده برای قرار دادن پیام ایشان در وبلاگ این بود که هر دو دیدگاه به مخاطبان نشان داده شود تا ایشان خود راه درست را انتخاب کنند و فکر نمی کردم آن دوست عزیز از اینکه سایرین از نظرشان استفاده کنند ابایی داشته باشند.
 
پاسخ:
 
قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
می ترسم از آنکه بانگ آید روزی
کای بی خبران راه نه آنست و نه این

آنچه که بیش از همه آزارم می دهد این است که برخی از فقیهان محترم سال هاست که با سوء استفاده از افکار پاک کسانی چون شما و با نام دین بر مردم ظلم می کنند.
   من نه در مورد مشکلات اقتصادی صحبت می کنم، و نه در مورد مشکلات اجتماعی و نه سیاسی و نه بین المللی چون توضیح واضحات است. فقط به فرهنگ و هنر اشاره می کنم، اصلا صدای زن حرام ، من قبول کردم. نشان دادن تار در تلویزیون موجب چه فسادی می شود؟ معرفی استاد روح الله خالقی آخرت چه کسی را به خطر می اندازد؟ و ده ها مورد دیگر همچون این. اصلا این ها هم به درک، لااقل اگر کمک نمی کنند  فرهنگ و هنر ایران را به سوی نابودی نبرند، مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
   به نظر می آید شما اهل مطالعه در امور دینی هستید، پس به عنوان یک دوست از من بشنوید که بد نیست مطالعه ای در تاریخ دوره ی بنی امیه داشته باشید تا متوجه شوید سلاطین آن زمان به چه نحوی بر مردم حکومت می کردند.
   مشکل امثال من با این فقیهان محترم در این است که تفسیر ایشان از دین را قبول نداریم و فکر می کنیم که این تفاسیر کاملا مقرضانه بوده و هدفمند طراحی شده اند، هیچ وقت به این موضوع توجه کرده اید که در صدها سال گذشته صدها عارف و صوفی و البته فقیه بوده اند که قرآن را تفسیر کرده اند به اشکالی کاملا متفاوت با هم، اما چرا در حال حاضر در جامعه ی امروز تنها تفسیرها و رساله های  تعداد اندکی از فقیهان معاصر همه جا را پر کرده است و در هر کتاب فروشی ده ها جلد از آن ها یافت می شود و از مردم انتظار می رود که تنها به سخن همین تعداد معدود گوش فرادهند؟ چرا به هیچ مجتهدی با عقاید مخالف افکار حاکم بر نظام اجازه ی فعالیت داده نمی شود؟ چرا زندان های ما پر شده اند از زندانیان سیاسی که تنها عقایدی مخالف عقاید حاکم داشته اند؟ آیا این درست است که آقایان تنها افکار خود را صحیح بدانند و همه را احمق فرض کنند؟
جماعتی که نظر را حرام دانند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال

   من از شما نمی خواهم که حلالیت صدای زن را بپذیرید چون هر کس باید آزاد باشد تا افکار خود را داشته باشد و هیچ کس حق ندارد عقاید خود را بر دیگران تحمیل کند تنها از شما می خواهم که افکار مرا نیز بپذیرید و بدانید که همانقدری که شما افکار مرا پر از خطا می بینید من نیز عقاید شما را دارای اشکال می بینم. و فکر می کنم یکی از بزرگترین مشکلات امروز جامعه ی ما این است که گروهی با در دست گرفتن قدرت سعی در تحمیل افکار خود به عموم مردم دارند و حتی برای این منظور سعی نمی کنند اعتماد مردم را جلب کنند.
در مورد حکم آن فقیه محترم باید بگویم که هنوز بر نظر خود ایستاده ام و فکر می کنم که آقای فقیه امروز نسبت به زمانی که این حکم را نوشته اند تغییر زیادی کرده اند.

   توجه داشته باشید که بنده از موضع یک مسلمان صحبت می کنم و به شدت با اسلامی که امروز توسط مسئولین ما ارائه می شود مخالف و نسبت به آن منتقد هستم و همانقدری که امام خمینی در آن سخنرانی معروف سال 42 نگران اسلام بودند من امروز نگران اسلام هستم که ای مردم به داد اسلام برسید. مسلما بحث بر سر عقاید می تواند مفید باشد اما در شرایطی عادلانه و نه وقتی که یک طرف صاحب قدرت باشد و از آن به نفع خود استفاده کند.
 
در ادامه ایشان بنده را به استفاده از روایات امامان معصوم فرا خواندند:
 
پاسخ:
 
 در مورد روایات باید بگویم که دید کلی بنده نسبت به روایات امامان دیدی همراه با شک است حتی اگر چنین روایتی در منبعی به اصطلاح معتبر نیز وجود داشته باشد که بر حرام بودن صدای زن دلالت کند آیا می توان به صحت آن اعتماد کرد و آیا پس از گذشت صدها سال از عمر بشر باز هم قابل استناد کامل است؟ آیا سطح فکر و شعور عمومی مردم امروز و آن روز یکی است؟ پس در این میان نقش اجتهاد چیست؟ آن کسی که باید احکام دین را مطابق شرایط زمان و سطح فکر مردم تغییر دهد کجاست؟
   آیا برای اینکه صدای زنی موجب گناه مردی نشود باید آن زن را از هنر خود که آواز است محروم کرد؟ فرض کنید شجریان زن بود، آیا باید به او می گفتیم چون زن هستی نباید بخوانی چرا که صدایت موجب تحریک کسی می شود؟ اگر در جامعه ای سطح شعور عمومی مردم در سطحی باشد که حتی دیدن یک زن هر چند محجوب نیز مردان آن جامعه را تحریک می کند باید زنان را در آن جامعه مجبور کنیم حتی از خانه بیرون نیایند تا موجب تحریک کسی نشوند؟
   یا راه بهتر این است که به جای پاک کردن صورت مسئله آن را حل کنیم یعنی با فرهنگ سازی صحیح در آن جامعه سطح درک مردم را به جایی برسانیم که وقتی قمرالملوک وزیری در آمد ابوعطا می خواند نه تنها کسی تحریک نشود بلکه این آواز موجب تعالی روح او نیز بشود و چه بسا که این آواز از قرائت قرآن نیز در او موثرتر باشد. فراوان بوده اند عارفان و صوفیان از این دست در طول تاریخ.
   این موضوع نه تنها در مورد آواز زن که در تمام موارد اجتماعی می تواند تعمیم یابد و به جای اینکه چه زن و چه مرد را در محدودیت های بی مورد قرار دهیم می توانیم عوامل محدودکننده را از بین ببریم. 
 
   هر چند که بحث ما ربطی به سیاست های فعلی جامعه ندارد اما باید اشاره کنم که پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی در این عرصه چه روی داده است. آیا امروز یک مرد در جامعه ی ما با دیدن یک زن بی حجاب و یا شنیدن آواز یک زن بیشتر تحریک می شود یا مردی که سی سال پیش در ایران زندگی می کرد؟ حکومت اسلامی چه تلاشی در جهت بهبود این روند کرده است تا به این وسیله محدودیت هایی را که ما خود بر زنان تحمیل کرده ایم کاهش دهد؟ یا شاید با پیش گرفتن سیاست های غلط حتی وضع را بدتر نیز کرده است.
   علاوه بر این باید به این نکته نیز توجه کرد که ما نباید خشک و تر را با هم بسوزانیم. به این معنی که آیا موسیقی ارائه شده توسط هر زنی یکسان است و مثلا آنچه که جنیفر لوپز ارائه می کند با موسیقی هنری ارائه شده توسط بانو پریسا از لحاظ معیارهای هنری و ارزش های عرفانی همسطح هستند؟ پس اگر هم قرار باشد محدودیتی بر این امر گذارده شود باید از دید هنری و علمی بوده و توسط افرادی تعیین شود که در امر موسیقی دارای درک و تجربه ای عمیق باشند نه کسی که تفاوت پیانو و سه تار را هم نمی داند!!!
  
   در آخر باید اشاره کنم که همانطور که روایات و قرآن در اختیار ماست و باید از آن ها برداشت های درستی داشته باشیم در اسلام عنصر دیگری به نام عقل و اجتهاد نیز وجود دارد تا دین در قالب و چارچوب شرایط کهنه منجمد نشود و مردم از آن گریزان نباشند که اگر این کار را نکنیم همانقدری مرتکب گناه شده ایم که اگر از احکام صریح مطرح شده در قرآن سرپیچی کنیم، چرا که ما در مقابل عقل و اختیاری که به ما داده شده است مسئولیم و در این باره مورد سوال خواهیم بود.
شما دوستان نیز دیدگاه خود را راجع به این موضوع مطرح کنید.
 

 



نوشته شده در شنبه, خرداد 25, 1387ساعت6:07 بعدازظهر توسط امین | لینک ثابت || نظرات(10) - ارسال نظر - دنبالک ها(0)